۱۳۸۷/۱۱/۲۲

هر چه بیشتر فشار بیاورید به همان اندازه خسارت خواهید دید



تشدید عملیات های گروههای مبارز بلوچ در ایران
بلوچستان _دردانگ نیوز
با نزدیک شدن ایام برگزاری جشن انقلاب 57 عملیات های مبارزین بلوچ در بلوچستان افزایش یافته است. پس از عملیات شهادت طلبانه در سراوان در دو عملیات جداگانه 27 مامور نیروی انتظامی به هلاکت رسیدند.
انتظار می رفت پس از آزادی عده ای از روحانیون اهل سنت، خشم مردم فروکش کند و از عملیات گروههای مبارز کاسته شود؛ اما چنین معلوم می شود که عملیاتها علیه پاسداران ادامه خواهد یافت.
اگر اطلاعیه های حرکت جندالله را پس از عملیات استشهادی سراوان و عملیاتهای انجام گرفته قبل و بعد از آن را مورد بررسی قرار دهیم؛ در خواهیم یافت مشکل اهل سنت با آزادی چند نفر حل نمی شود و نه هم مشکل فقط این مسئله است. جنبش جندالله اعلام کرده بود این عملیات انتقام خون علماء ایرانشهر و مدرسه دینی حضرت امام ابوحنیفه سیستان است که توسط دولت به شهادت رسیدند.
اهل سنت ایران هرگز از رژیم تشکر نخواهند کرد که مولوی احمد ناروئی و مولوی محمدیوسف اسماعیل زهی را آزاد کردی! بلکه سوال آنها این است که به کدامین جرم و گناه اینها را بازداشت کردی؟ صدها روحانی و فرهنگی اهل سنت که همچنان در اسارت شما هستند را چرا بازداشت کردید و چرا آنها را آزاد نمی کنید؟
از آذربایجان غربی گرفته تا بلوچستان و از گلستان گرفته تا اهواز و بوشهر روحانیون، فرهنگیان و عموم مردم اهل سنت در سخت ترین شرایط سیاسی ومذهبی قرار دارند و زندگی آنها در خطر است!
دولت به جای جلب رضایت ملت بیش از پیش عرصه را بر آنها تنگ می کند. مسلّم است در این صورت آنهائیکه توان دارند به جای دست رو دست گذاشتن، اسلحه به دست خواهند گرفت و حتی الامکان انتقام توهین به مقدسات خود و سرکوبی اهل سنت را خواهند گرفت.
هیچ بعید نیست دامنه حملات و عملیات گروههای مسلح مبارز گسترده تر شود و از بلوچستان و کردستان به قلب ایران و شهرهای بزرگ برسد. با وجود گذشت چندین ماه از تشدید فشارها بر اهل سنت و بازداشت دهها روحانی و فعال سنی در بلوچستان و کردستان (مناطق کردنشین) و خراسان؛ هیچ یک از طرفین راضی به عقب نشینی نشده است.
بدیهی است در چنین اوضاع آشفته، احزاب و گروههای سنی ساکت نخواهند نشست.

فشارها بر اهل سنت ایران کاهش نیافته است


تایباد_دردانگ نیوز
پس از تصویب لایحه غیرقانونی شورای ساماندهی حوزه های علمیه اهل سنت و تخریب و تعطیلی چندین مسجد و حوزه و بازداشت دهها روحانی و شهروند سنی، رهبران اهل سنت ایران اوضاع جامعه اهل سنت ایران را وخیم قرار دادند.
در روزهای اخیر از یک طرف اگر مولوی احمد ناروئی و مولوی یوسف اسماعیل زهی پس از 5 ماه بازداشت بدون تبیین اتهام و تشکیل دادگاه رسمی آزاد شدند.
از طرفی دیگ چندین شهروند سراوانی بازداشت و 6 تن از اهل سنت رنجدیده تایباد(خراسان) مظلومانه به شهادت رسیدند.
افراد مذبور به اتهام اشرار بودن توسط ماموران رژیم گلوله باران شده اند. پیش از این هم نیروی انتظامی و گشت های ویژه چندین روستائیِ اهل خراسان را به شهادت رساندند.
طبق گزارشها اکثر افرادی که در سراوان بازداشت شدند کسانی هستند که مالکان سابق خودروی حامل مواد منفجره بودند که در عملیات استشهادی مقر نیروی انتظامی و حفاظت اطلاعات را هدف قرار داده بود.
گفته می شود این خودرو بین چندین نفر با خرید و فروش رد و بدل شده است و مأموران امنیتی و نظامی پس از تحقیقات افراد مذبور حتی گواهان امضاء کننده بر قولنامه ها را بازداشت کردند. تاکنون از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست.

چرا جندالله خارج از سیستان و بلوچستان عملیات نمی کند؟



دردانگ نیوز: حرکت جندالله ایران که به جنبش مقاومت مردمی ایران تغییر نام داده است تاکنون دهها عملیات مسلحانه علیه اهداف دولتی، نظامی و شیعی انجام داده است از سال 2003میلادی تاکنون تمام عملیات این گروه مبارز در استان سیستان و بلوچستان انجام گرفتند.
سوال اینجاست چرا فرماندهان حرکت جندالله، سیستان و بلوچستان را منطقه عملیاتی خود قرار دادند؟ در حالیکه جندالله مدعی است بخاطر دفاع از حقوق مردم بلوچ و اهل سنت ایران اسلحه بدست گرفته است.
عده ای معتقدند این جنبش بعد از هر عملیات نیاز به مکان امنی دارد تا نیروهایش را در اسرع وقت در آن منطقه پناه گرفته و از دید نیروهای رژیم مخفی شوند. اگر در دیگر استانها عملیاتی انجام بگیرد طبعاً متواری شدن و ترک منطقه عملیاتی بدون درگیری کاری بسیار دشوار است.
سوال پیدا می شود که حرکت جندالله دارای صلاحیت بمب گذاری و حمله خمپاره ای هم است؛ اگر علت امر اینست پس چرا از هدف قرار دادن اهدافش با بمب و یا حمله موشکی اباء می ورزد؟
بهمین سبب بعضی ها استراتژی جندالله را مورد انتقاد قرار می دهند. آنها معتقدند اگر این گروه بجای استان س وب شهرهای بزرگ و مهم را هدف قرار دهد دولت مرکزی بیشتر تحت فشار قرار می گیرد و خبر آن بیش از این انعکاس خواهد یافت. در اینصورت مردم عادی بلوچ که بعد از هر عملیات توسط نیروهای دولتی بازداشت و بعضاً کشته می شوند از شرّ عوامل رژیم محفوظ خواهند ماند.
ولی بظاهر چنین معوم می شودکه این گروه مبارز بنابر اصل "اول خویش بعد درویش"می خواهد بیشترین توانش را صرف مبارزه با چپاولگران رژیم در استان سیستان وبلوچستان نماید. مسلّم است مهاجرین شیعه و غیربلوچ که از دیگر استانها به این استان مرزی آمده و فرصت های شغلی مردم بومی را اشغال کردند فرار را برقرار ترجیح داده و راه غیر بومی هائی که قصد آمدن دارند هم مسدود می شود.
بدیهی است اگر اوضاع همینگونه پیش برود و فشارها تشدید شود بالاخره گروههای مبارز ناچار می شوند دایره عملیاتی خود را به دیگر شهرها و استانهای کشور گسترش دهند.

سیاست دوگانه پرچم داران آزادی و دموکراسی


تروریسم واقعی را چه کسی ترویج می دهد؟
می گویند عصر دموکراسی و آزادی اندیشه و رأی است. اما حقیقت صد در صد برعکس این شعار تو خالی و فریبنده است. اگر چنین نیست پس چرا وقتی فردی علیه اسلام زبان درازی می کند و به مقدسات اسلام توهین می کند این آزادی اندیشه و مطبوعات محسوب می شود اما اگر کسی اسرار صلیبیون را فاش کند و از مظالم آنها دنیا را با خبر کند باید گردن زده شود یا حلقوم اش برای همیشه قفل زده شود؟!
اگر کسی بر علیه جهاد بنویسد، آنرا ترورسیم تعبیر کند یا از قرآن و حدیث خارج اش کند؛ کاملاً آزاد بلکه تحت حمایت و عنایت دشمنان اسلام قرار می گیرد ولی اگر کلماتی بر زبان آورده شود که بوی حمایت از جهاد و مجاهدین در آن باشد یا به نفع مجاهدین عملی انجام گیرد؛ همه ممنوع و قابل گردن زنی هستند. آیا رأی به "آزادی اظهار آرای استعماری" تبدیل شود؟!
اگر نگاهی به عملکرد کشورهائی که خود را "جامعه بین المللی" می نامند بیاندازیم با دهها تضاد و دو جانبه گرائی آنها مواجه خواهیم شد.
در آمریکا و چندین کشور اروپائی چندین سازمان خصوصی وجود دارد که در رسانه ها برای جلب سربازهای بازنشسته، تندروهای مذهبی و افراد شرور تبلیغات می دهند. سپس افرادی را که عضو می کنند آموزش نظامی داده و برای جنگیدن با مسلمانان بی دفاع بسیج می کنند. به این سازمانهای تروریستی "مرسنریز" می گویند که به هنگام قتل عام مسلمانان بوسنی و هرزگوین فعالیت هایشان را به اوج خود رساندند و شاهکارهای اعضای کینه توزشان را به صورت کتاب منتشر کرده و می کنند.
چند سال پیش شش آمریکائی را که مردم فلوجه پس از هلاکت رساندن از پل آویزان کرده بودند همه عضو "بلیک واتر" سازمان تروریستی بخش خصوصی آمریکا بودند.
یهودی ها بیش از همه، سازمان تروریستی در جهان دارند و پس از آموزش دادن اعضاء خود آنها را به فلسطین و عراق می فرستند تا همراه با دیگر نیروهای صلیبی و یهودی جان و مال مسلمانان را به غارت برند.
گروههای تندروی هندوستانی که در جهان معروف اند آنها به راحتی در جای جای هندوستان فعالیت می کنند و آزادانه جرائد و مجلات خود را منتشر می سازند. در حالیکه دست همه آنها به خون مسلمانان ستمدیده هندوستانی آغشته است.
در چهارده ایالت هند 119 گروهک شبه نظامی مشغول به خونریزی هستند. این گروهک توسط 67 جنبش کوچک و بزرگ اداره می شوند.
و یک نگاه کوتاه هم به آمار سازمانهای تروریستی فعال در کشورها بیاندازیم. امروزه در فرانسه و آلمان 4، یونان 9، استرالیا و چین 9، ایتالیا 4، ژاپن 6، کلمبیا 7، میانمار 14، یوگسلاوی 7، لاوس 3، مالی 5، ترکیه 9، فیلیپین 7، مالدیپ 2، و اکوادور3 گروه یا گروهک تروریستی فعالیت دارند.
ولی با وجود این رسانه های تحت کنترل یهودی ها از داستان سرائی در مورد القاعده و طالبان و حماس و احزاب اسلامگرا خسته نمی شوند و نه هم "جامعه جهانی" فکری به حال گروههای تروریستی فعال در کشورهای خود بر نمی دارند!
عده ای معتقدند دولت های اروپائی و آمریکائی و سازمان ملل به علت پایگاه مردمی و محبوبیت گروههای مبذور در بین مردم، نمی توانند این سازمانها را غیر قانونی قرار داده و جلوی فعالیت آنها را بگیرند!!! زیرا در صورت قدغن زدن این امر بر خلاف اصل اساسی دموکراسی یعنی "احترام به رأی ملت" خواهد بود! و دولتهای دو رو از جلوگیری فعالیت های "فرهنگی" آنها اجتناب می کنند تا مبادا مخالفت آزادی اندیشه رخ دهد!
حال آنکه اکثر این گروهها بخاطر منافع شخصی و ملی خود در کشورهای اسلامی به سفاکی و درندگی مشغول هستند.
اما اگر مسلمانی بخاطر بیرون راندن اشغالگران و غاصبین اسلحه بر دارد {عموماً بلکه همه گروههای جهادی بخاطر دفاع از سرزمین های غصب شده خود مجبور شدند جنگ مسلحانه آغاز نمایند} تروریسم را ترویج داده و خطرناک ترین تروریست در جهان است؟! در حالیکه برابر هر قانون و مذهب و فلسفه دفاع از حق و سرزمین نه تنها مجاز است بلکه به آن تشویق هم شده است؛ ولی مسلمانان از این اصول و قواعد مستثنی هستند!!!!
مردم فلسطین و الجزایر اگر با آرای خود اسلامگراها را پیروز گردانند، پرچمداران دموکراسی از اصل "احترام به آراء ملت ها" فراموش شده و از آن چشم پوشی می کنند.
آیا این پیروزی از سیاست دو جانبه گرائی ودو روئی نیست؟؟
پس ای مسلمانان! دل به شعارهای تو خالی غرب نبندید و تا نابودی کامل صلیبی ها و یهودی ها واخراجشان از سرزمین های خویش اسلحه بر زمین نگذارید!

چشم اندازی به انقلاب 1357



آیا ایران ام القری جهان اسلام است؟؟؟؟
دردانگ نیوز: دوازدهم بهمن ماه مصادف است با ورود روح الله خمینی رهبر انقلاب شیعی سال57. سی سال پیش در چنین روزهایی اوضاع سیاسی کشور کاملاً متشنج بود و هرج ومرج به اوج خود رسیده بود.
پیشوای مذهبی اهل تشیع با پشتیبانی مردم و بعضی از قدرت ها اقدامات انقلابی اش را به مرحله نهایی رسانده بود. اگر چه شاپور بختیار و بعضی از احزاب اپوزیسیون سعی کردند از فرصت استفاده کرده و قدرت را بدست بگیرند اما در نهایت انقلابیون شیعی برنده بازی شدند.
انقلابیون پس از به روی کار آمدن با چندین چالش روبه رو شدند. بزرگترین دردسر آنها عدم رضایت بسیاری از معتمدین بلوچ، کرد و ترکمن بود که به جنگ مسلح روی آورده بودند. چالش دیگر مسئله قانون اساسی و نظام دولت جدید بود. خمینی و همکارانش با سرکوب مخالفین خود به زور اسلحه و قدرت چالش هائی را که با آن مواجه بودند، را اینگونه حل کردند:
ترکمن ها، کردها و بلوچها سرکوب شدند، افسران ارتش مخصوصاً نیروی هوائی دار زده شدند. و نظام دولت هم بر نفاق استوار شد. تفصیل این اجمال اینکه خمینی اعلام کرد نظام ما جمهوری و اسلامی است. از طرفی خودش را نائب امام زمان و امام "ولایت فقیه" قرار داد و مذهب رسمی ایران را شیعه اثناعشری اعلام نمود.
او با این کار تلاش کرد حمایت جهان غرب و مدعیان دموکراسی را جلب نماید و با پسوند "اسلامی" از پشتیبانی جهان اسلام محروم نماند و با نیابت امام مهدی و ولایت فقیه، اهل تشییع را هم راضی نگه دارد.
این در حالیست که نظام "جمهوری" نظامی مغایر با اسلام است و ولایت فقیه هم اختراع خمینی بود تا جائیکه با مخالفت بسیاری از همکاران خود آیت الله خمینی روبه رو شد.
کمیته ای که برای تدوین قانون اساسی تشکیل شده بود با چشم پوشی از حقوق دیگر مذاهب و اقوام باعث کاهش مقبولیت و بدنامی آن در داخل شد.
مولانا عبدالعزیز ملازاده پیشوای مذهبی اهل سنت ایران پیش از انقلاب 57 روابط حسنه ای با انقلابیون داشت و همواره از آنها علیه نظام طاغوتی شاه حمایت می کرد تا جائیکه با آیت الله خمینی بهنگام تبعیدش در نجف عراق ملاقات کردند.
ایشان جان چندین روحانی شیعی را در بلوچستان نجات دادند. ولی وقتی دوست قدیمی اش روی کار آمدند، حقوق اکثریت دوم ایران را نادیده گرفتند.
نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی تصویب کردند: مذهب رسمی شیعه اثناعشری، کلیمی، مسیحی و زردتشتی است، رئیس جمهور باید شیعه ایرانی الاصل باشد.
این امر واکنش شدید رهبران اهل سنت را در پی داشت چنانچه مولانا عبدالعزیز (رح) که عضو مجلس خبرگان قانون اساسی بود شدیداً به این مصوبه اعتراض نمود و پس از اینکه متوجه شد تلاش هایش بی فایده هستند از مجلس خارج شده و اعترا اش را اعلام نمود.
یقیناً رژیمی که مذهب آمریکایی ها و اسرائیلی ها را به رسمیت می داند اما مذهب بیش از یک میلیارد مسلمان را غیر رسمی می شناسد و آنگاه مدعی است که"ام القری" جهان اسلام است در پست ترین مقام عقل و درایت قرار دارد.
چگونه می توان رژیمی را که حاکمیت فرد (ولی فقیه) را بر حاکمیت خداوند یکتا ترجیح می دهد و با اصول اسلام اختلاف دارد، به مساجد و مدارس دینی و کلام الله مجید و کتب حدیث رحم نمی کند و دستان اش با خون مسلمانان افغانی و عراقی آلوده است را "اسلامی" خواند؟؟ جهان اسلام و مسلمانان جهان به کدام عملکرد مثبت این رژیم دل خوش کنند و آنرا "ام القری" قرار دهند؟
آیا مسجد شیخ فیض مشهد، دارالعلوم حضرت امام ابوحنیفه(رح) سیستان، مدرسه دینی امام بخاری(رح) تالش، مسجد و مدرسه گورناک توسط آمریکا و اسرائیل تخریب شدند یا رژیمی که بنیانگذار آن آیت الله خمینی است؟ مدرسه دینی صالح آباد، مسجد بجنورد و دهها مسجد و حوزه علمیه اهل سنت در دیگر مناطق توسط چه کسی پلمپ شدند؟؟
مولوی عبدالملک ملازاده(رح)، مولوی جمشیدزهی(رح)، دکتر احمد صیاد(رح)، ملا محمد ربیعی(رح)، دکتر مفتی زاده(رح)، مولانا محمدعمر سربازی(رح)، دکتر اللهیاری(رح)، شیخ ضیائی(رح)، مولوی عبدالقدوس(رح) و مولوی محمدیوسف(رح) و چندین رهبر اهل سنت در ایران توسط سی آی ای و موساد به شهادت رسیدند یا ایادی رژیم شیعی ایران؟
به اعتراف سران دولت کنونی بیش از هفتصد سنی که بخاطر عقاید و فعالیت هایشان بازداشت شدند در زندانهای رژیم به سر می برند!
نسخه های قرآنی زیر چرخ های لودرها به هنگام تخریب حوزه علمیه حضرت امام ابوحنیفه(رح) و مسجد شیخ فیض له شدند. بیش از یک میلیون سنی در تهران زندگی می کنند ولی از نعمت مسجد و عبادت گاه محروم اند؛
آیا با وجود این همه "شاهکار" باز هم رژیم اصرار دارد "ام القری" جهان اسلام است؟! همین است عدالت محبان علی و دوستداران دموکراسی؟! تاریخ "خدمات ارزشمند" پیروان صفویان را هرگز فراموش نخواهد کرد.

5ماه از بازداشت گسترده جوانان و علماء زاهدان وزابل گذشت






5ماه از بازداشت گسترده جوانان و علماء زاهدان وزابل گذشت
آینده مبهم حوزه علمیه حضرت امام ابوحنیفه (رح) و افراد بازداشت شده.
زاهدان_دردانگ نیوز
پنج ماه پیش در چنین روزهائی نیروهای تا دندان مسلح همراه با چندین لودر، شبانه به روستای عظیم آباد سیستان یورش برده و در عملی شرم آور دومین حوزه بزرگ اهل سنت، دارالعلوم حضرت امام ابوحنیفه (رح) را بطور کامل تخریب کردند.
مأموران پست فطرت رژیم بر این اکتفا نکرده و نسخه های قرآن کریم و دیگر کتب مقدس را مورد توهین قرار دادند وپس از آن وقتی مستند اعمال شیادانه و احمقانه آنها بصورت سی دی منتشر شد، دهها روحانی و جوان را از زابل و زاهدان بازداشت کردند.
حوزه مذکور زیر نظر شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید فعالیت می کرد. پس از تخریب آن امام جمعه اهل سنت زاهدان گفته بود من شکایت این اقدام رژیم را پیش خدا می برم وقول پیگیری آنرا نمی دهم.
در طی این مدت مسئولین محلی و بعضی از مسئولان مرکزی تحت فشار افکار عمومی قرار گرفته و مجبور شدند با علماء و معتمدین زاهدان و سیستان و بلوچستان تماس بگیرند. طی این نشست ها مسئولان قول دادند مسئله حوزه تخریب شده را حل کنند و زمینی برای ساخت حوزه اختصاص دهند و تمام افرادی را که پس از تخریب حوزه بازداشت کردند، آزاد نمایند.
با وجود گذشت چندین ماه از این دیدارها و وعده ها نه حوزه علمیه سیستان بازسازی شد نه هم افراد بازداشت شده آزاد شده اند.
غیر از چند جوان که چند روز قبل آزاد شدند دیگر افراد همچنان در اسارت نیروهای امنیتی به سر می برند.
مولوی عبدالله براهوئی و مولوی ذبیح الله براهوئی از مدرسین حوزه تخریب شده،
دکتر نورمحمد شه بخش و عبدالرحمن شه بخش، دو برادر مولوی حافظ محمدعلی مدیر حوزه تخریب شده،



محمدعمربلوچ، شاعر و سرودخوان،
عبدالقادر ناروئی از نزدیکان حافظ محمدعلی،
و مولوی علی ناروئی از شاگردان خاص حافظ محمدعلی، همچنان در بازداشت وزارت اطلاعات به سر می برند.
گفته می شود افراد بازداشت شده تحت شدیدترین شکنجه های روحی و جسمی به سر می برند.
افراد آزاد شده خبر دادند آنها شدیداً مورد شکنجه قرار گرفته اند و بعضی از آنها چندین روز از شدت درد بیهوش شده و از راه رفتن عاجز ماندند.
عجیب اینجاست که تاکنون خانواده های افراد بازداشت شده موقف به ملاقات عزیزان خود نشده اند.
این وضعیت تا کی ادامه خواهد یافت؟ گذر زمان جواب خواهد داد و بدون شک سعی و تلاش بیشتر علماء و ریش سفیدان در تغییر اوضاع بی تأثیر نخواهد بود.

تهدید مدیران سایت ها و وبلاگ های اسلامی همسوئی با کفار است.



دردانگ نیوز: با خبر شدیم عده ای نادان مدیر سایت خبری، اسلامگرا و جهادی "دوربین" را تهدید کردند که اگر کلیپ ویدیوئی شهید عمر کردی را از سایت دوربین حذف نکند با کلیپ ویدیوئی ساختگی آنها روبه رو خواهد شد.
دوربین سایتی فعال و دوستدار مجاهدین است که همواره فریاد مظلومین را انعکاس می دهد.
در این شکی نیست امروزه جهان کفر با تمام قوایش جنگی تمام عیار علیه اسلام مخصوصاً علیه جبهه دفاعی مسلمانان یعنی مجاهدین به راه انداخته است. بسیاری از وب نگاران مسلمان هم از شعارها و مارک های صلیبیون و جیره خواران آنها مرعوب شده از مجاهدین القاعده و طالبان و دیگر مجاهدین یادی نمی کنند یا در مورد آنها به زبان رسانه های تحت کنترل یهودی ها حرف می زنند.
در این میان سایت های خبری و تحلیلی همچون"دوربین" که از انعکاس حقایق بیم ندارند توسط جیره خواران و غلامان دشمنان اسلام تهدید می شوند.
"دردانگ نیوز" ضمن محکوم نمودن این عمل ننگین و احمقانه تهدید کنندگان، آرزوی سلامتی، زندگی با عزت و توفیق خدمت بیشتر برای مدیریت دوربین نیوز دارد.
ولله العزة و لرسوله و للمومنین و لکنّ المنافقین لا یعلمون.

تنها را حل بحران اقتصادی حاکم بر جهان



دردانگ نیوز: بانکهای بزرگ دنیا ورشکست می شوند، شرکت های مشهور جهان اعلان ورشکستگی کرده و می کنند، بازارهای بورس با عفریت کساد مواجه اند.
از هر طرف این صدا شنیده می شود که "نظام اقتصادی اسلام" تنها راه حل بحران اقتصادی است. این غربیها هستند که بالاخره به این نتیجه رسیدند. بعنوان مثال مشاهده بفرمائید:
روزنامه مشهور فرانسوی "سی دی بی پی" می نویسد: بخاطر نجات از بحران مالی فوراً اقتصاد اسلامی جایگزین دیگر نظامهای اقتصادی شود.
از دیدگاه اسلام فروش چیزی که در دست نیست مجاز نیست.
مجله challeng می نویسد: آنهائیکه فقط بفکر نفع مالی و زیاد پول در آوردن هستند اگر به روش اسلام خرید وفروش می کردند وضعیت شان امروز اینگونه نمی بود.
امروزه 5 درصد از جمعیت جهان بر 80 درصد کل سرمایه جهان تصرف کرده و مالک آن است. مسئول این نابرابری کپیتالیسم (سرمایه داری نظام رائج در غرب) است.
نویسنده ادامه می دهد: از بحران اقتصادی پیش آمده چنین بر می آید که ما از مصلحت و حکمت بدور هستیم. زیرا سبب اصلی بحران پیش آمده "سود" است که از منظر اسلام حرام و ناجائز می باشد.
بدون شک اسلام دین کامل و فطرت است و مایه نجات تمام انسانها می باشد.
اقتصاد دانهای غرب بدانند راه حل هر مشکل و بحران آنها در اسلام است. فقط کافیست به آن روی آورند.

اهل سنت هوشیار باشد!



ایرانشهر_دردانگ نیوز
بسیج سپاه پاسداران قصد دارد چندین بلوچ را پس از آموزش های لازم برای همکاری با حزب الله لبنان و دخالت در امور لبنان از بلوچستان و دیگر مناطق به آنجا اعزام نماید.
طبق گزارشهای رسیده این ارگان مسلح با فریب مردم و تطمیع و تحریص تا کنون چندین شهروند ایرانشهری را به لبنان اعزام کرده است.
گفتنیست گردان قدس سپاه پاسداران و بسیج که خود را "فدائیان رهبر" هم می نامند همیشه در امور داخلی کشورهای همسایه و بعضی از کشورها اسلامی و عربی دخالت کرده و باعث رسوائی دولت ایران شده اند.
تاکنون چندین جنگجو و کماندوی سپاهی در عراق، افغانستان و پاکستان دستگیر شده و یا به هلاکت رسیدند.
این گروهها از شبه نظامیان شیعه حمایت کرده و در جنگ های فرقه ای از آنها پشتیبانی می کنند.
بسیج و سپاه تبدیل به معظلی برای مناطق سنی نشین ایران شده اند.
این ارگانها با عناوین مختلف طوائف و سفیدریشان اهل سنت را به جان هم می اندازند و به نام بسیج عشایر بلوچ ها، کردها و عرب ها را اجیر خود قرار می دهند.
امید است مردم اهل سنت از هر نوع همکاری با این ارگانهای تروریست و دشمن مذهب اهل سنت امتناع ورزیده و گول آنها را نخورند.

خلاصه بخش دوم سخنان گهربار شیخ الإسلام مولانا عبدالحمید (حفظه الله) در نماز جمعه این هفته زاهدان


خلاصه بخش دوم سخنان گهربار شیخ الإسلام مولانا عبدالحمید (حفظه الله) در نماز جمعه این هفته زاهدان
مولانا عبداحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های نماز جمعه این هفته فرمودند: امروز الحمدلله مسجد و شهر زاهدان و کل منطقه نورانی و شادمان هستند زیرا برادر مخلص ما مولانا احمد حفظه الله و برخی دیگر از عزیزان آزاد شده و درمراسم ما حضور دارند. ما سپاس خدا را نمی توانیم ادا کنیم و از خداوند می خواهیم به ما توفیق شکرگذاری بدهد.ایشان افزودند: ما امیدواریم که با توجه مسئولین دلسوز استان و کشور باقیمانده مشکلات و دیگر مسایل اهل سنت حل شوند. مطمئناً این امر در امنیت و وحدت ملی تاثیر بسزایی دارد. ما به عزت تمام مسلمانان ممالک اسلامی و عزت اسلام و ایران می اندیشیم و بیشتر از همه عزت ایران را می خواهیم زیرا عزت ایران، عزت ماست و آرزوی ما حکومت دینی است.مولوی عبدالحمید گفت: امنیت منطقه برای ما بسیار حیاتی است و گروگانگیری و نا امنی راهمیشه رد کرده و ملامت می کنیم. و همه کسانی که تاثیر گذار و دارای نفوذ هستند باید تلاش کنند تا امنیت منطقه حفظ شود.

بزرگترین گردهمائی مسلمانان پس از گردهمائی در مناسک حج در بنگلادش برگزار می شود



داکا_ دردانگ نیوز
بزرگترین گردهمائی مسلمانان پس از گردهمائی در مناسک حج فردا 10 بهمن برابر با 29 ژانویه در بنگلادش برگزار می شود.
در این گردهمائی صدها هزار نفر از شیفتگان توحید گردهم می آیند و به مدت سه روز در این مکان در مورد احکام دین و عمل به فرامین الهی و سنتهای نبوی گفتگو خواهند کرد.
چهل وچهارمین گردهمائی جماعتِ تبلیغ که در بنگلادش برگزار می شود باعث شده تا حکومت بنگلادش 3 روز تعطیل رسمی اعلام کند.
طبق گزارشهای منتشر شده دولت بنگلادش 700 میلیون روپیه بودجه برای هرچه بهتر برگزار نمودن این گردهمائی اختصاص داده است. همچنین از 68 شهرستان بنگلادش سرویسهای ویژه قطار مردم را برای حضور و شرکت در این گردهمائی یاری خواهند کرد.
این گردهمائی که از طرف جماعت بین المللی دعوت و تبلیغ برگزار می شود تا1 فوریه مطابق ادامه خواهد یافت.
شایان ذکر است از پاکستان و هندوستان علماء و روحانیون برجسته در این گردهمائی شرکت خواهند کرد.
در این اجتماع بیش از صد هزار سرویس بهداشتی ساخته شده و چندین کلینیک اورژانسی و آمبولانس به مردم کمک خواهند کرد. لازم به ذکر است چندین بالگرد کار حفاظت و نگه داری این مجلس را انجام خواهند داد.
گفته می شود در این جلسه طبق یک تخمین نزدیک به 10 میلیون از شیفتگان دعوت و تبلیغ شرکت خواهند کرد.
همچنین تمام سخنرانی ها و برنامه های این گردهمائی از رادیو و تلویزیون به طور مستقیم پخش خواهد شد.
در پایان این گردهمائی به هنگام دعا نخست وزیر و رهبران سیاسی بنگلادش شرکت خواهند کرد.

15 سال پیش 15 سال بعد



این روزها شهرها و راههای کشور، رسانه ها و سر و صداههای توخالی مردم را به یاد انقلاب 22 بهمن57 می اندازند.
15 سال بعد از انقلاب در چنین روزهایی جامعه اهل سنت ایران سخت ترین روزهای زندگی اش را می گذراند.
15 پیش عوامل سنگدل و نیروهای مغرور نظام ولایت وفقیه با یورش به مسجد شیخ فیض مشهد آنرا به شهادت رساندند؛ و پس از آن مردم نمازگزار و غیور زاهدان را در مسجد مکّی زاهدان به گلوله بستند.
امروزه همه از انقلاب و جشن دهه فجر می گویند اما کسی از شهدای مظلوم سانحه مسجد مکّی یادی نمی کند.
جا دارد ما وبلاگ نویسان اهل سنت به جای تبریک دهه فجر سانحه تخریب مسجد شیخ فیض و شهادت دلیرمردان زاهدان را به جامعه اهل سنت ایران بویژه به مردم زاهدان و مشهد تسلیت بگوئیم.

آزادی چند تن از اسراء اهل سنت، راز چیست؟؟



دردانگ نیوز:
پس از تشدید فشارها بر دولت احمدی نژاد و نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری، رژیم تنگ نظر ایران مجبور شد بخاطر جلب حمایت جامعه اهل سنت ایران و تخفیف انزجار عمومی تن به آزاد نمودن تنی چند از فعالان بازداشت شده اهل سنت دهد.
به گزارش منابع آگاه اهلسنت ایران، نیروهای امنیتی و نظامی پس از تخریب حوزه علمیه حضرت امام ابوحنیفه رح دهها جوان و روحانی سنی مذهب را از شهرهای مختلف سیستان و بلوچستان ربودند.
بازداشت گسترده این افراد، واکنش شدید رهبران، احزاب و گروههای فعال در منطقه تهدید به حملات سنگین نمودند.
از طرفی تلویزیون روسیه گزارش داده بود سازمان جهانی القاعده دولت ایران و رهبران انقلاب را تهدید کرده است. گفته می شود بعضی از اعضای این سازمان در اسارت رژیم ایران به سر می برند.
پس از ثبوت دخالت ایران در مسائل عراق و شهادت رهبران اهل سنت عراق و تشدید فشارها بر جامعه اهلسنت ایران این تهدید بسیار حائز اهمیت است. چنانچه پس از انتشار این گزارش یکی از مشاوران سفیر ایران در پاکستان از شمالپاکستان به گروگان گرفته شد و محافظ اش به هلاکت رسید.
لازم به ذکرست رهبر اهل سنت ایران تهدید کرده بود اگر فشارها بر جامعه اهل سنت ادامه یابد جامعه اهلسنت در مورد مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری آتی تجدید نظر خواهد کرد.
گزارش ها حاکی از آنست مدیر موسسه فرهنگی خلیلی و معاونش مورخ 26/9/1387 و دو تن از مسئولان ستاد انتطامات مسجد جامع اهلسنت شهرستان زابل آزاد شدند.
افراد آزاد شده امیدوارند دیگر اُسراء هم به زودی آزاد خواهند شد.
این در حالیست که رهبران اهل سنت تمام حقوق شهروندی جامعه اهل سنت را مطالبه می کنند و خواهان برچیده شدن تمام نابرابریها و تبعیض ها هستند. طبیعی است آنها تا لغو قوانین تحمیلی از طرف دولت و آزادی تمام بازداشتی ها و زندانیان بیگناه اهل سنت ساکت نخواهند نشست.

دستاوردهای انقلاب شکوهمند اسلامی ایران{؟!}


دردانگ نیوز: پس از انقلاب غرور آفرین بهمن 57 همواره از رسانه های رسمی و دولتی تفاوت عملکرد و خدمات جمهوری اسلامی و رژیم شاهنشاهی را می شنویم و می بینیم. چونکه ملت از شنیدن این آمار و ارقام خسته شده و بنابر دلایلی رسانه های دولتی هم از بیان دستاوردهای منحصر به فرد رژیم اباء می ورزند لازم دانستیم در حد اطلاعات خود یادی از خدمات ارزشمند دولت ولایت فقیه نمائیم.
بنیانگذار رژیم به هنگام تدوین قانون اساسی از خود سعه صدر نشان داده مذهب مسیحی، یهودی و زردتشتی را همراه با شیعه اثناعشری به رسمیت شناختند. مذهب اهل تسنن که نیاز به رسمیت ندارد؛ زیرا این مذهب حقیقی است نه رسمی! در ضمن برادران بزرگتر و قلدر آنسوی جهان هم مسیحی و یهودی هستند.
بسیاری از افسران ارتش و دیگر ارگانها بازداشت یا اعدام شدند و عده ای هم مجبوراً فرار را بر قرار ترجیح داده و میدان را برای نسل جدید خالی گذاشتند تا زیر سایه نائب امام زمان چند صباحی طعم خوش غارتگری را بچشند.
از آنجائیکه اهل سنت به "فرزند کمتر زندگی بهتر" ایمان نمی آورد؛ دولت آنها را مورد رأفت و عطوفت اسلامی قرار داده و با ترفندهای گوناگون سعی کرده است درصد جمعیت آنها را به پائین ترین حد ممکن برساند.
چنانچه در این راستا بعضی از روستاها در حصار مین ها قرار داده شدند و مناطق صعب العبور والعملیات با بمب های گران قیمت سمپاشی شدند. و چه بسا افرادی باز هم باری بر دوش جامعه بودند که سربازان امام زمان با اعدام، آنها را از شر دنیا و خود را از شر آنها نجات دادند.
تعداد علماء و فرهیختگان اهل سنت نسبت به درصد جمعیت اهل سنت کم است و آنها همیشه زیر فشار کاری قرار دارند و سرشان شلوغ است؛ دولت های خادم رژیم با بازداشت آنها به علماء و دیگر فعالان فرصت دادند تا بدور از غوغای شهرها و امور خسته کننده مردم در سیاه چاله ها استراحت نمایند. گفته می شود گهگاهی برای رفع خستگی روحی و جسمی و تفریح، سربازان گمنام خود را به زحمت انداخته و با سیلی، مشت و لگد، شلاق زدن و آویزان نمودن روحانیون و جوانان جامعه اهل سنت را خجالت می دهند!
آیا حمله هوائی و زمینی به مسجد مکی در سال 72 خدمت محسوب می شود؟ آری، صددرصد !! ما نباید به ظاهر قضیه نگاه کنیم. زیرا دولت همواره به خاطر حفظ جان مردم ساختمان های کهنه را تخریب کرده است.
به اعتراف اهل سنت مسجد شیخ فیض بیش از صد سال قدمت داشت و هر لحظه امکان فروریختن آن وجود داشت چنانچه مقام معظم رهبری شخصاً دستور تخریب آنرا صادر نمودند. پس از آن مردم زاهدان اعتراض کردند که مسجد مکی هم باید نوسازی شود؛ اما سربازان و پاسداران دولت دلسوز پس از گلوله باران مناره ها و دیوارهای مسجد مزبور متوجه شدند این ساختمان هنوز مستحکم است و نباید عجله کرد. و گرنه همه می دانند رژیم به مسجد مکی و زیر مجموعه های آن اهمیت ویژه ای قائل است؛ چنانچه اطاق های گِلی و کهنه حوزه علمیه امام ابوحنیفه سیستان که وابسته به مسجد مکی بود را قبل از فرو ریختن با خاک یکسان نمود. نسخه های قرآن مجید هم زیر آوار رفتند و یا در فاضلاب انداخته شدند زیرا به گزارش جاسوسان همه آن نسخه ها چاپ پاکستان بودند و بطور قاچاق بدون پرداخت مالیات به گمرک؛ وارد کشور شده بودند. البته این حرف جداییست که مسئولین محترم از خود تواضع و کسر نفسی نشان داده و مسئولیت این عمل خداپسندانه را به عهده نگرفتند.
کارشناسان دولت خدمتگذار احمدی نژاد پس از بررسی اوضاع حوزه های علمیه اهل سنت دریافتند، مردم بخاطر مشکلات مالی دیگر توان همکاری با مسئولین حوزه های علمیه را ندارند؛ فوراً در یک اقدام فوریتی شورائی تشکیل داده و تصمیم گرفتند کنترل این حوزه ها را به ارگان های رسمی و دولتی بسپارند تا مبادا در ام القری جهان اسلام حوزه های علمیه دچار ورشکستگی شده و سبب بدنامی دولت دوست داشتنی و خادم احمدی نژاد وامثال او شوند.
بدون شک امر ریاست جمهوری، وزارت و استانداری کاری بسیار دشوار و باعث درد سر است. به همین علت رژیم از همان آغاز تصمیم قانونی گرفت برادران اهل سنت را از مصیبت این پست های خسته کننده خلاص و معاف دائم کند. بعدها از نیروی های مسلح، بخشداری ها و استانداری ها هم مرخص شدند تا به راحتی به زندگی خود ادامه دهند.
عموماً فارغ التحصیلان دانشگاهها بیکار می مانند، به همین علت برادران اهل سنت و دیگر اقلیت ها از همان کنکور جلو نمی روند تا نه وقت شان ضایع شود نه مالشان!
بیش از این مناسب نمی بینیم مسئولین متواضع را خجالت دهیم.......

مژده مژده مژده!!


به مناسبت فرا رسیدن سالگرد انقلاب بهمن 1357 دردانگ نیوز به زودی مطالب ویژۀ خود را در معرض دید شما بازدیدکنندگان گرامی خواهد گذاشت.
دستاوردهای انقلاب 1357
اهل سنت ایران و انقلاب 1357
و دیگر موضوعات و مطالب ویژه را در دردانگ نیوز بخوانید.
منتظر باشید .........

به چه جرمی زندان شدند؟


زاهدان – دردانگ نیوز
پنج شنبه هفته پیش روحانی اهل سنت مولوی محمدیوسف اسماعیل زهی پس از چهار ماه بازداشت توسط عوامل وزارت تروریستی اطلاعات و پس از آن مولوی احمد ناروئی معاونت ادارای دارالعلوم زاهدان آزاد شدند.
مولوی اسماعیل زهی در اوایل ماه مبارک رمضان 1429 بعد از تخریب حوزه علمیه امام ابوحنیفه عظیم آباد همراه دهها فعال مذهبی و فرهنگی بازداشت شده بود.
از دهها فعال بازداشت شده تاکنون فقط هشت نفر رهائی یافتند.
بدون شک خبر آزادی مولوی محمدیوسف استاد دارالعلوم زاهدان و مولوی احمد ناروئی معاونت اداری دارالعلوم زاهدان باعث سرور و خوشحالی است؛ اما سؤال اینجاست که استاد دارالعلوم زاهدان به چه جرمی و اتهامی بازداشت شد؟
اگر بازداشت ایشان و دیگر اسراء قانونی بود پس چرا مسئولین وزارت اطلاعات آنرا مخفی نگه داشتند؟ چرا خانواده های اسراء را از وضعیت قانونی و تفصیلات دادگاههای آنها بی خبر گذاشته و می گذارند؟
آیا کسی هست از عوامل متکبر و جابر اطلاعات و دیگر ارگانهای دخیل، بپرسد چرا در طی چهار ماه و اندی به خانواده های اسراء اجازه ملاقات ندادید؟
قبل از تفهیم اتهام و ثابت نمودن آن چگونه در خیابانهای شلوغ شهر و در خانه های جلوی مردم روحانیون و جوانان دیندار را مورد ضرب و شتم قرار دادید؟ و با مشت و لگد زدن سعی کردید نفرت نهان در دلهایتان را از روحانیون اهل سنت اظهار نمائید؟
مبارزین اهل سنت پاداش این اعمال ننگین را قبل از ورودتان به جهنم در همین دنیا به شما خواهند داد.
به امید آزادی همه اسراء مسلمانان در سرتاسر جهان....

مولوی محمد یوسف اسماعیل‌زهی آزاد شد


مولوی محمد یوسف اسماعیل‌زهی یکی از اساتید دارالعلوم زاهدان بحمدالله امروزپنج‌شنبه مورخه26\10\87 بعد از چهار ماه حبس، آزاد شد .

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سنی آنلاین مولوی محمد یوسف اسماعیل‌زهی یکی از اساتید دارالعلوم زاهدان که در تاریخ 19\ 6\87 دستگیر شده بود بحمدالله امروزپنج‌شنبه مورخه26\10\87 بعد از چهار ماه، آزاد شد.

مولانا احمد نارويي معاونت محترم اداري حوزه علميه دارالعلوم زاهدان آزاد شد


دردانگ نیوز: مولانا احمد نارويي معاونت محترم اداري حوزه علميه دارالعلوم زاهدان و مسئول پايگاه اطلاع رساني (سني آنلاين ) امروز شنبه 27 دی ماه 1387 آزاد شده به زاهدان تشريف آوردند.
ايشان که در تاریخ 19/5/87 به دادگاه ويژه روحانيت مشهد احضار شدند و تا امروز بدون تبين جرم از جانب مقامات قضايي کشور در بازداشت به سر مي بردند.
مولانا احمد بعد از چندين ماه تحمل زندان و اسارت امروز در ميان استقبال خيل عظم دوستداران ، ارادتمندان، شاگردان ،اساتيد و طلاب دارالعلوم زاهدان به حوزه تشريف آوردند. این در حالی است که روز 25 دی 1387 مولوی محمد یوسف اسماعیل زهی عضو سایت سنی آنلاین و مسئول قسمت عربی سایت نیز آزاد شده و به آغوش گرم خانه بازگشتند.
بنابر این گزارش هنوز هيچ گونه دليلي براي بازداشت طولاني مدت ايشان از جانب مقامات قضايي کشور بيان نشده است.
آزادی مولوی یوسف اسماعیل زهی و پس از آن آزادی مولانا احمد و تعدادی از فعالان اهل سنت نشانه استراتیژی موفقیت آمیز شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید می باشد.
مدیریت وبلاگ دردانگ نیوز آزادی مولانا احمد ناروئی را به جامعه اهل سنت علی الخصوص جناب مولانا عبدالحمید حفظه الله تبریک عرض می نماید.
به امید آزادی سایر اسراء مظلوم اهل سنت ایران...

آیا فلسطینی ها به اندازۀ یک حیوان هم حق زیستن ندارند؟!؟



دردانگ نیوز: با وجود گذشت دو هفته از حملات وحشیانه نیروهای صهیونیستی بر غزه، بجای کاهش در حملات بر شدت آنها روز به روز افزوده می شود و اسرائیلی های غاصب نه بر جوان رحم می کنند نه پیران را زنده می گذارند، کودکان و زنان هم زیر بمب های چند تنی اهدائی آمریکا به اسرائیل تکه تکه می شوند.
قبل از آغاز بمباران و حمله زمینی این شهر تبدیل به "شعب ابوطالب" شده بود و اکنون وضعیت بسیار بدتر از پیش است.
در یک جمله بدانیم کربلای حسین رض در غزه برپاست و نویسندگان و خطبآء هر چند فصیح و بلیغ و خوش اسلوب باشند بازهم نخواهند توانست اوضاع مسلمانان ستمدیده و مظلوم غزه را به تصویر کشیده و مخاطبین را از حقائق آنجا آگاه سازند.
بدتر از همه اینکه مجامع بین المللی و سران کشورهای اسلامی هم مثل طوطی جملاتی تکراری برای محکومیت حملات بر زبان می آورند ولی از عمل خبری نیست.
وقتی چند هندو و یهودی در شهر ممبئی هندوستان به هلاکت رسیدند؛ سران تمام کشورهای، رؤساء احزاب و کدخدایان بین المللی از محکومیت گرفته تا تهدید به حمله خسته نمی شوند، تمام برنامه های شبکه های جهانی ، روزنامه و جرائد تحت الشعاع این جریان بود، همه سفارتخانه های موجود در پاکستان یقه پاکستانی ها را گرفته بودند؛ اما غزه در برابر چشمان همه با خاک یکسان می شود، مردم عادی زیر دیوارهای خانه ها، مساجد و ادارات دولتی له می شوند ولی سران کشورهای اسلامی به محکوم نمودن بسنده می کنند و صلیبی های خونخوار حماس را مسئول جنایات اسرائیل معرفی می کنند!
گویا اهل دنیا مردم فلسطین را از درجه انسانی پائین آورده و آنها را "نیمه انسان" می پندارند.
عرب ها برادران فلسطینی خود را مثل گدائی می دانند که بر سر چهارراهها دست به سوی رانندگان اتومبیل ها دراز می کند و همینکه راکبین متوجه آن می شوند شیشه را بالا می زنند! گدای بیچاره التماس می کند اما راننده صدایش را نمی شنود یا نشنیده می گیرد تا چراغ سبز می شود و باز آن گدا گوشه ای می ایستد و منتظر قرمز شدن چراغ راهنمائی و رانندگی می ماند!
برابر قوانین بین المللی آزار و اذیت حیوانات ممنوع است؛ آیا فلسطینی ها از حیوان هم کمترند و به اندازه یک حیوان هم حق زیستن و آزادی در این دنیا را ندارند که کمیسیون مبارزه با آزار حیوانات حداقل دست به کار شود و این افراد بی کس را نجات دهد؟!

آیا حمله فدائی در سراوان اولین و آخرین خواهد بود؟



یک عضو حرکت جندالله با حمل بمب دو هزار کیلویی مقر نیروی انتظامی در یراوان را هدف قرار داده و تعجب افکار عمومی و وحشت دولتمردان ایران را برانگیخت.
حملات شهادت طلبانه در کشورهای اشغال شده افغانستان و عراق و کشور تحت سلطه نیروهای بیگانه، پاکستان امری عادی محسوب می شود؛ اما حمله فدائی در کشوری که دارای ضریب امنیتی بالائی است و تاکنون سابقه مواجه شدن با چنین حملاتی را نداشته حقیقتاً جریانی بسیار عجیب و اقدامی منفرد در نوع خود می باشد.
حتماً سران کشور حدس نزدند که سیاستهای ظالمانه آنها، کار را به اینجا کشانده که یک فرد حاضر می شود از جانش بگذرد و با تکه تکه کردن خودش، شناسنامه دهها تن از پاسداران را باطل کند!
حرکت جندالله گروهی است که جهت دفاع از حقوق مردم اهل سنت و بلوچ صدا بلند کرده و با آغاز جنگ چریکی در بلوچستان ایران، دولت ایران را به چالش کشانده است.
از طرفی اگر نگاهی به اوضاع اهل سنت ایران بیاندازیم، سال جاری را از سخت ترین و مصیبت بار ترین سالهای تاریخ اهل سنت خواهیم یافت.
رهبران سیاسی و مذهبی اهل سنت ایران تأکید دارند که فشارها بر اهل سنت تشدید یافته و مردم از احساس امنیت محروم اند. چندین روحانی و جوان اهل سنت به جرم اتهامات واهی اعدام شدند، بسیاری تاکنون پشت میله های زندان قرار دارند، اطراف مناطق مسکونی مردم بلوچ مین گذاری می شود، مدراس و مساجد با خاک یکسان می شوند، در فاصله کمتر از سه ماه دو حوزه علمیه مهم اهل سنت تخریب و یکی پلمپ شده است و از همه مهمتر اینکه برای اولین بار پس از سقوط حکومت صفوی ها، رژیم کنونی تلاش برای از بین بردن اهل سنت از ایران را آغاز نموده و مراکز تقویت و تربیت این جامعه مظلوم را تحت عناوین مختلف زیر کنترل حکومت قرار داده است.
در این شکی نیست جامعه اهل سنت در ایران همیشه تحت فشارها مجبور به زندگی کردن بودن است اما شدت فشارها را از واقعه سراوان می توان محسوس کرد چنانچه برای اولین بار فردی از اهل سنت برای دفاع از حقوق هم مذهبشان دست به حمله فدائی می زند و مشخص است اگر دولتمردان کوتاه نیایند امکان وقوع چنین حملات مخرب را هم نمی توان رد کرد.
حمله فدائی تنها سلاحی است که غیر قابل مهار نیست و قدرت های بزرگ جهان را به زانو نشانده است.
اگر روند فشارها و تبعیض ها بر اهل سنت و مردم بلوچ ادامه یابد طبعاً سلسله حملات فدائی هم آغاز خواهد شد و شهرهای بزرگی همچون تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، قم و.... اهداف آینده خواهد بود.